الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

333

تفسير تطبيقى (فارسى)

كرديد ) كه در آنها دستور پيامبر را به اطاعت مطلق از افراد منصوب خود ، نقل مىكنند توافق داشته و با آن روايات سازگارى همه‌جانبه دارد چه اينكه در تعيين مصداق نيز پيامبر خدا تنها بر اطاعت مطلق از امام على فرمان داده بر رفتارشان صحّه گذاشته‌اند . و در همان روايات نيز به ولايت امام على عليه السّلام اشاره كرده‌اند . مانند داستانى كه اهل سنت نقل كرده‌اند كه در آن امام على به فرماندهى سپاهى منصوب شدند و افرادى از سپاه بر رفتار امام خرده گرفتند چون نزد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمدند حضرت ضمن آنكه خشمگين شدند فرمودند : ما ذا تريدون من علي ؟ إنّ عليا منّي و أنا منه ، و هو وليّ كلّ مؤمن من بعدي ؛ از على چه مىخواهيد ؟ ! . . . درباره على عيب‌جويى نكنيد ، على از من است و من از علىام و اين على ، ولىّ شما پس از من است . « 1 » 4 . اصل ماجراى جانشينى امام على به جاى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مدينه و سخن پيامبر خدا به ايشان فرمود : « تو براى من به‌منزله هارون براى موسى هستى » به دليل اسناد و مدارك فراوان ، جاى هيچ شك و شبهه‌اى ندارد ، « 2 » اگر از يك‌سو به تمثيل دقت كنيم كه در آن اطاعت امام على را مانند اطاعت از هارون مىداند و اطاعت هارون پيمبر هم مانند اطاعت از خود حضرت موسى مطلق و بدون هيچ قيدى است و از سوى ديگر به ظاهر آيه در اطاعت مطلق ، تمسّك كنيم مىتوانيم بر اين شأن نزول تأكيد نماييم . 5 . اين شأن نزول با حديث ثقلين كه تمسك به عترت را همانند تمسك به قرآن بدون هيچ قيد و شرطى ، مايه هدايت مىشناسد « 3 » و نيز احاديثى ديگر مانند « حديث سفينه » « 4 » تاييد مىشود .

--> ( 1 ) . ر . ك : خصائص ، ص 129 - 131 ح 88 ، 89 اين ماجرا در كتابهاى متعدد اهل سنت نقل شده محقق كتاب خصائص نسايى به چندين كتاب در پاورقى اشاره كرده است . در تفسير فرات كوفى نيز روايتى نقل شده كه در آن اولى الامر به اميران سپاه معنا شده و آن را بر امام على تطبيق كرده است . ر . ك : تفسير فرات ، ص 108 ، ح 108 . ( 2 ) . ر . ك : خصائص ، ص 35 ، ص 76 - 95 وى دهها حديث در اين‌باره با اسناد گوناگون نقل كرده است . ( 3 ) . حديث ثقلين در بين فريقين متواتر است . ر . ك : كتاب اللّه و اهل البيت في حديث الثقلين ، لجنة التحقيق في مسألة الامامة ، مدرسة الامام باقر العلوم . ( 4 ) . ر . ك : بحث « حجيت سنت اهل بيت در تفسير » و نيز ، مستدرك ، ج 3 ، ص 150 - 151 .